روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
215
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
اينك ازين مقوله بتفصيل سخن ميرانيم . و جغتائيانى كه درينجا از آنها بسيار ياد كرديم بيابان گرد و ازين قبيله هستند . پدر تيمور مردى از خاندان بزرگ و والاتبارى بود ، از خون جغتائيان . وى از بزرگان كم ثروت بود كه فقط سه يا چهار سوار بهمراه داشت كه ملازم او بودند . در دهى كه چندان از شهر كش مسافتى نداشت مقيم بود . زيرا اصولا بزرگان و نجباى همانند او روستا را بر شهر برترى ميدادند . پسرش تيمور در آغاز به چيزى شمرده نميشد و تنها ميتوانست سر خود را بر تن استوار نگاهدارد و فقط سه چهار كس بهمراه داشت . همهء اين مطالبى را كه براى شما ميگويم از آن جمله امورى است كه در ضمن ماندن در كش يا در شهرهاى سر راه براى ما نقل كردند . بنابراين داستانها و رواياتى كه براى ما گفتند ، تيمور در جوانى با آن چهار يا پنج سوارش بدزدى ميرفتند و روزى گوسفند و روزى گاو از گلههاى همسايگان ميدزديدند . آنگاه چون تيمور به خانه باز ميآمد بساط ضيافتى با آن غنيمت خويش ترتيب ميداد و دوستان خويش را ميخواند و آنچه بدست آورده بود ميان آنها پخش ميكرد . ديگران بر وى گرد آمدند تا آنكه سرانجام سيصد سوار به زير فرمان او قرار گرفتند . با اين گروه بسرزمين همسايگان دستبرد مىزد و بغارت مىپرداخت و هر كس را كه بر سر راه مىديد لخت مىكرد . سپس غنايم را ميان دوستان و پيرامونيانش پخش مىكرد . بدين گونه بر همهء شاهراهها دست يافت و از همهء بازرگانانى كه از آنجا مىگذشتند ، خراج و باج مىگرفت « 1 » . خبر اين ماجرا به زودى به گوش سلطان سمرقند كه صاحب حدودى
--> ( 1 ) - در حدود سال 746 يعنى در ده سالگى تيمور ، غازان خان جغتايى بر آن سرزمين حكومت مىكرد و بسبب قساوت و خونخوارى وى شورش بزرگى در آن سرزمين برخاست و امراى جزء ماوراء النهر برياست يكى از بزرگان آنجا امير قزغن ، طغيان و يك سال بعد غازانخان را خلع و امير قزغن را بجاى او پادشاه كردند و او تا سال 759 در آن خطه بنام يكى از شاهزادگان جغتاى حكمرانى نمود . م . ا .